تبليغاتX
 .::۩۞۩ پسرهاو دختر های ایرونی ۩۞۩::.

وفا

در خواب ناز بودم

                        دیدم کسی در می زند

         در را گشودم روی او

        دیدم غم است در می زند

ای دوستان بی وفا

                     از غم بیاموزید وفا

        غم با آن همه بیگانگی

      هر شب به من سر می زند

 

 


 

نوشته شده توسط در شنبه 1386/06/31 ساعت 7:57 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


انتظار

انگار تا همیشه باید

در پی چشم های تو ستاره های جاده را سوا کنم

و چه طولانی است

                            این شبهای بی ستاره جاده

 


 

نوشته شده توسط در شنبه 1386/06/31 ساعت 7:52 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


دل دریایی

اگر که بال پروازم تو باشی

                              اگر که شعر و آوازم تو باشی

چه کم دارد دل دریایی من

                              اگر که محرم رازم تو باشی

اثر:رباب لطفی کوخالو(دریا)


 

نوشته شده توسط در شنبه 1386/06/31 ساعت 7:49 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در جمعه 1386/06/30 ساعت 12:48 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در جمعه 1386/06/30 ساعت 12:47 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


$$$

نشنو از نی نی نوای بی نواست

بشنو از دل دل سرای کبریاست

نی چو سوزد تل خاکستر شود

دل چو سوزد مامن دلبر شود

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/06/29 ساعت 11:8 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


سخنان شیوا از بزرگان 

 

   

1. بهترين كار ، پاكي نيت است .

2. از خشم بپرهيز كه اول آن ديوانگي و آخرش پشيماني است .

3. سبب تباهي خرد ، خواهش هاي نفس است .

4. زيبايي مرد در فصاحت زبان اوست .

5. سخن را كوتاه كن تا از نكوهش در امان باشي .

6. خرد ، دوستي است پسنديده .

7. پاكدامني ، شهوت را كم مي كند .

8. وقتي كه بدي كردي به نيكي آن را محو كن .

9. وقتي كسي به ديدار شما مي آيد او را گرامي داريد .

10. ياد خدا ، روشنايي خرد و زنده كننده نفوس و صيقلي دهنده سينه هاست .

11. شتاب در هر كاري زشت است .

12. دورانديشي و پايان كار را نگريستن ، با خردمندان مشورت كردن است .

13. هرگاه دو نفر آهسته سخن مي گويند ، در بين آنها داخل مشو .

14. خوارترين مردم كسي است كه به مردم اهانت كند .

15. خوب صبر كردن ، پيش درآمد پيروزي است .

16. غافل ترين مردم كسي است كه از دگرگوني دنيا پند نگيرد .

17. بهترين صدقه ، سازش دادن بين دو نفر است .

18. سرچشمه ي هدايت ، مشورت كردن با خردمند است .

19. كسي كه ايمانش بيشتر است ، اخلاقش نيكوتر است .

20. حقيقتِ يقين ، در توكل داشتن به خداست .


 

نوشته شده توسط در سه شنبه 1386/06/27 ساعت 5:28 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


به هم می رسیم؟

 

دو خط موازى زاییـده شدند . پسرکى در کلاس درس آنها را روى کاغذ کشید. آن وقت دو ‏خط موازىچشمشــان به هم افتاد. و در همان یک نگاه قلبشـان تپیـد. و مهر یکدیگر را در ‏سینه جای دادند. خط اولى گفت:ما مى توانیم زندگی خوبی داشته باشیم. و خط دومی ‏از هیجان لــرزید. خط اولی گفت: و خانه اى داشته باشیم در یک صفحه دنج کـاغذ‎ .

من روزها کار میکنم. می توانم بروم خط کنار یک جاده دور افتاده و متروک شوم ،یا خط کنار ‏یک نردبام. خط دومی گفت: من هم می توانم خط کنار یک گلدان چهار گوش گل سرخ ‏شوم ،یا خط یک نیمکت خالی در یک پارک کوچک و خـــلوت.

خط اولی گفت: چه شغل شاعـــرانه اى. و حتمأ زندگی خوشی خواهیــم داشـت.

در همین لحظه معلم فریاد زد: دو خط موازی هرگز به هم نمىرسند و بچه ها تکرار ‏کردند: دو خط موازی هیچ وقت به هم نمی رسند.

دو خط موازی لـرزیدند. به همدیگــر نگـاه کردند. و خط دومی پقی زد زیر گریـه .

خط اولی گفت: نه این امکان ندارد . حتمأ یک راهی پیدا میشود .خط دومی گفت: ‏شنیدی که چه گفتند؟ هیچ راهی وجود ندارد. ما هیچ وقت به هم نمی رسیم. و دوباره ‏زد زیر گریه. خط اولی گفت: نباید نا امید شد. ما از این صفحه کاغذ خارج می شویم و ‏دنیا را زیر پا می گذاریم. بالاخره کسی پیدا میشود که مشکل ما را حل کند. خط دومی ‏آرام گرفت. و اندوهناک از صفحه کاغذ بیرون خزید. از زیردر کلاس گذشتند. و وارد حیاط ‏شدند. و از آن لحظه به بعد سفرهای دو خط موازی شروع شد. آنها از دشتها ‏گذشتند ..... ، از صحراهای سوزان ..... ، از کوههای بلند ..... ، از دره های عمیق .......، ‏از دریاها ....... ،از شهرهای شلوغ.....

سالها گذشت ؛

و آنها دانشمندان زیادی را ملاقات کردند. ریاضیدان به آنها گفت: این محال است.هیچ ‏فرمولی شما را به هم نخواهد رساند. شما همه چیز را خراب میکنید. فیزیکدان گفت: ‏بگذارید از همین الآن نا امیدتان کنم. اگر می شد قوانین طبیعت را نادیده گرفت، دیگر ‏دانشی به نام فیزیک وجود نداشت. پزشک گفت: از من کاری ساخته نیست، دردتان بی ‏درمان است. شیمی دان گفت: شما دو عنصر غیر قابل ترکیب هستید. اگر قرار باشد با ‏یکدیگر ترکیب شوید ، همه مواد خواص خود را از دست خواهند داد. ستاره شناس ‏گفت: شما خودخواه ترین موجودات روی زمین هستید. رسیدن شما به هم مساوی ‏است با نابودی جهان. دنیا کن فیکون می شود . سیـارات از مدار خارج می شوند. کرات با ‏هم تصادم میکنند. نظام دنیا از هم می پاشد . چون شما یک قانون بزرگ را نقض کرده ‏اید. فیلسوف گفت: متاسفم... جمع نقیضین محــال است.

و بالآخره به کودکی رسیدند. کودک فقط سه جمله گفت: شما به هم میرسید. نه در ‏دنیاى واقعیات. آن را در دنیاى دیگری جستجو کنید...... دو خط موازی او را هم ترک کردند. ‏و باز هم به سفرهایشان ادامه دادند. اما حالا یک چیز داشت در وجودشان شکل میگرفت. ‏‏«آنها کم کم میل به هم رسیدن را از دست میدادند.» خط اولی گفت: این بی ‏معنی است. خط دومی گفت:چی بی معنی است؟ خط اولی گفت:این که به هم ‏برسیم. خط دومی گفت: من هم همینطور فکر میکــنم. و آنها به راهشان ادامه دادند.

یک روز به یک دشت رسیدند. یک نقاش میان سبزه ها ایستاده بودو نقاشی میکرد.خط ‏اولی گفت:بیـا وارد آن بوم نقاشی شویم و از این آوارگی نجات پیــدا کنیم.

خط دومی گفت: شاید ما هیچوقت نباید از آن صفحه کاغذ بیرون می آمدیم. خط اولی ‏گفت:در آن بوم نقاشی حتمأ آرامش خواهیم یافت. و آن دو وارد دشت شـدند.روی دست ‏نقاش رفتند و بعد روی قلمش. نقاش فکری کرد و قلمش را حرکت داد.

و آنها دو ریل قطار شدند که از دشتی می گذشت. و آنجا که خورشید سرخ آرام آرام ‏پایین می رفت ، سر دو خط موازی عاشقانه به هم میرسید‏

 


 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در یکشنبه 1386/06/25 ساعت 9:34 بعد از ظهر موضوع ×-دنیا-× | لینک ثابت


چقدر سخته

چقدر سخته تو چشماي كسي كه تمام عشقت رو ازت

گرفته و به جاش يه زخم

هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي

اينكه لبريز كينه باشي حس

كني هنوز دوستش داري


 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در جمعه 1386/06/23 ساعت 1:56 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


قلب آدم مثل جزیره دور افتاده است اینکه کسی واسه

اولین بار پا به این جزیره می گذاره مهم نیست مهم اون

کسی که در جزیره می مونه و نمیره
 


 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در جمعه 1386/06/23 ساعت 1:24 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


پرسيدم عشق چيست؟ گفت: آتشي است. گفتم مگر آن

را دیده ای؟ گفت نه در ان سوخته ام


 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در جمعه 1386/06/23 ساعت 1:16 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


خوش بين کسي است که جدولش را با خودنويس حل ميکند


 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در جمعه 1386/06/23 ساعت 1:14 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


عشق می آفریند

عشق ، عشق می آفریند . عشق زندگی می بخشد .

زندگی رنج به همراه دارد ، رنج دلشوره می آفریند ،

 دل شوره جرات می بخشد ،جرات اعتماد به همراه دارد .

اعتماد امید می آفریند ، امید زندگی می بخشد ، زندگی

عشق می آفریند ،عشق ، عشق می آفریند .

اما

اگر با دلتان چیزی یا کسی را دوست دارید زیاد جدی نگیرید چون ارزش چندانی ندارد. کار دل دوست داشتن است مثل کار چشم که دیدن است. اما اگر  یک روز با عقلتان کسی یا چیزی را دوست داشتید، اگر عقلتان عاشق شد. بدانید که در حال تجربه چیزی هستید که نامش عشق واقعیست.

و بدانیم

آدمی تنها به دنیا می آید و تنها عاشق میشود و تنها هم می میرد ...و این بزرگترین رنج بشر است ، و شاید هم بزرگترین فضلیت آدمی ...مهم این است که ما در تنهائی و سکوت فطری مان ، چگونه به این واقعیت نگاه کنیم


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 10:26 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


در کلاس درس روزگار

در کلاس درس روزگار
درسهای گونه گونه هست
درس دست یافتن به آب و نان!
درس زیستن کنار این و آن

درس مهر
درس قهر
درس آشنا‌شدن
درس با سرشک غم زهم جدا شدن!

...در کنار این معلمان و درس‌ها
در کنار نمره‌های صفر و نمره‌های بیست!
یک معلم بزرگ نیز
در تمام لحظه‌ها، تمام عمر!
در کلاس هست و در کلاس نیست!

نام اوست: مرگ!
و آنچه را که درس می‌دهد
زندگی است!


 

نوشته شده توسط آشنای غریب:(ایدین): در پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 10:12 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


نامه چارلی چاپلین به دخترش

 

دخترم جرالدین!

 

 

پدرت با تو حرف می زند!شاید شبی درخشش

 

 گرانبهاترین الماس این جهان تو را بفریبد. آن

 

 

شب

 

است که این الماس ، آن ریسمان نا استوار زیر

 

 

پای

 

 

تو خواهد بود و سقوط تو حتمی است.

 

 

روزی که چهره ی یک اشراف زاده ی بی بند و

 

 

بار

 

 

تو را فریب دهد ،آن زمان بند بازی ناشی خواهی

 

 

بود ،بند بازان ناشی همیشه سقوط می کنند .

 

 

از این رو دل به زر و زیور دنیا نبند ، بزرگترین

 

 

الماس  این جهان آفتاب است که خوشبختانه بر

 

 

گردن همه ی ما می درخشد. اما اگر روزی دل

 

 

به

 

 مردی آفتاب گونه دل بستی با او یکدل باش و به

 

 

راستی او را دوست بدار .

 

 

دخترم هیچ کس و هیچ چیز را در این  نمی

 

 

توان یافت که شایسته آن باشد که دختری ناخن

 

 

خود را به خاطر آن عریان کند. برهنگی بیماری

 

 

عصر ماست . به گمان من تو باید مال کسی

 

 

باشی

 

 

که روحش را برای تو عریان کرده است.

 

 

انسان باش زیرا که گرسنه بودن و در فقر مردن

 

 

هزار بار قابل تحمل تر از پست و بی عاطفه

 

 

بودن

 

است.

 


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 10:5 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت



 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 9:55 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


 

سخنان شیوا از بزرگان
 
 
 

1. از دو صفت بپرهيز، بي حوصلگي و تنبلي. زيرا اگر بي حوصله باشي بر هيچ حقي صبر نتواني کرد و اگر تنبل باشي بر اداي هيچ حقي قادر نخواهي بود.

2. هر دردي را درماني است، جز بداخلاقي که درمان ناپذير است.

3. پسنديده ترين چيزي که پدران براي فرزندان باز گذارند فرهنگ است.

4. وسيله فرمانروايي ، زياد داشتن حوصله است.

5. اگر کوه ها به لرزه درآمدند، تو پابرجا و استوار باش.

6. با دنيا مدارا کن و حوادث روزگار را به خونسردي و سنگيني بپذير تا بر مراد خود پيروز شوي .

7. بايد با صبر و شکيبايي عيب هايي را که نمي توانيم نه در خود و نه در ديگران تغيير دهيم تحمل کنيم.

8. صبور باش که صبوري ترازوي عقل و نشانه توفيق است.

9. آنکه ترک ميانه روي کـَرد ، سرگردان است.

10. آنکه بيش از اندازه محتاط است ، بسيار کم ، کار انجام مي دهد.

11. بهترين کار، ميانه روي است.

12. عبادت مردمي که به طمع «بهشت» عبادت خدا مي کنند ، سوداگري است.

13. هر که خود را شناخت خداي خود را شناخت.

14. تا مي تواني از درخواست کردن بپرهيز.

15. جوانمرد آن است که دارايي خود را بدهد و آبروي خويش را نگاه دارد.

16. خواري در درخواست از خـَلق است.

17. شرافت مانند تيري است که چون از کمان گذشت ، بازگشت آن غيرممکن است.

18. يک قدم خواري ، به خوشي جاوداني نمي ارزد.


 

نوشته شده توسط در پنجشنبه 1386/06/22 ساعت 2:39 بعد از ظهر موضوع | لینک ثابت


تبدیل به صفحه خانگی